امشب که رهسپار خواب میشوی، ای عزیزترین قلبم، از خفاشان میخواهم تا از تو محافظت کنند، از اشباح میخواهم تا با ردای سپید خود در برابرت برقص درآیند و از دراکولا میخواهم تا بوسهای بر گردن خوشتراش و مرمرینت زند. شب بخیر ای عشق من…
ابله محله
گاهنوشتهای پسرکی دیوانهتا کنون 2 نظر داده شده »
نظر شما
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>








آخرش مثله اینکه میونتون خراب شد!
—————
ابله: نه خدا رو شكر هنوز طوفان نشده.
اين پست فقط محظ يه ذره خوشمزگيه وبلاگيه…