ابله محله
گاهنوشتهای پسرکی دیوانهآرشیو برای اکتبر 16, 2007
مترجمی از جماعت نسوان هندی و امریکایی!!
وقتی که نصف شب بیخوابی به سرت بزنه از این بهتر نمیشه. دو و نیم نصف شب که جایی نمیشه رفت، پس به ناچار باید بری و یه سری تو وب بزنی.
از اونجا که خیلی بیحوصله بودم قصد وراندازی تیتر یک روزنامههای فردا بهترین ایدهی شبانگاهی بود که بهم این اجازه رو داد تا چندتا از روزنامههای صبح کشور رو تورق کنم. و خیلی تصادفی به چند تا گاف ترجمه بر بخورم.
بازم از اونجا که من کرم ترجمه دارم و به قول یکی از اساتید عزیز دانشگاه، “گور ممیش” (!!) تشریف دارم – اصلا نمیدونم یعنی چی – دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و این پست رو ننویسم. البته باید بگم که خیلی وقته دور اینجور مته به خشخاش گذاشتنها رو خط قرمز کشیده بودم و باز توبه شکستم!
البته الان فقط حال و حوصله ی بررسی یکی از این گافها رو دارم، چون میخوام برم و لالا کنم که صبح کلی کار دارم. اگه بعداً عمری بود و حوصلهای، بقیه رو هم براتون کالبد شکافی ترجمهای میکنم.
گاف ترجمه در روزنامه ی تهران امروز:
خیلی تصادفی به این امید که صفحه ی PDF شده ی ادبیات روزنامه ی تهران امروز رو دانلود کرده باشم به صفحه ی ویژه ی زنان رسیدم. اون بالا، یه تیتر جذاب – البته از نگاه یه فارغالتحصیل مترجمی – چشمک میزد: “ساکا جاوا، بردهای که مترجم گروه اکتشافی شد“. حتی حال خوندم متن به اون کوتاهی رو نداشتم که یهویی دیدم همون اول کار مترجم عزیز روزنامه یه سوتی خفن داده!!
متن مقاله به این قراره: « ساکا جاوا (1787 – 1812) زن امریکایی هندی تباری بود… » به بخش پررنگ شده یه بار دیگه دقت کنین « زن امریکایی هندی تبار »! خب مثل روز روشنه که مترجم عزیز دل برادر، عبارت Indian American رو به اشتباه ترجمه کردن؛ که ترجمه ی صحیح « زن سرخپوست » یا « زن سرخپوست امریکایی تبار » صحیح است، یا یه چیزی تو همین مایهها. جالب اینجاس که یکی دو خط پایینتر خودش میگه طرف تو آیداهو – یکی از ایالتهای امریکا – به دنیا اومده، ولی بازم شک داره که طرف دو ملیتی باشه، مثل ایرانی-امریکایی یا ایتالیایی-امریکایی.
ماجرا از این قراره که برادر گرامی جناب کریستوف کلمب و دوستان وقتی پس از مشقات زیاد و گرفتاریهای جور و واجور و گاه ناجور بالاخره با دعاهای مادران گرامیشون به سرزمین امریکا میرسن. از اونجا که هنوز اون موقع موبایلها GPS نداشتن – مثل موبایلهای ایران! – به گمانشون راه جدیدی به هندوستان رو پیدا کرده و به کرانه ی غربی هندوستان (همین هند خودمون که تو آسیا قرار داره) رسیدن. غافل از اینکه یه سرزمین جدید رو کشف کردن. به دلیل همین جهل مرکب هر بنی بشری رو که میدیدن Indian و Red Indian یا American Indian میگفتن. که تو ترجمه باید مراقب این اصطلاح بود!!
غرض از این حرفها فقط یه نکته کوچولو بود: اینکه بعضی وقتا رسانههای معتبری چون روزنامهها، که خیلیها حساب کتاب روشون انجام میدن، با یه همچین سوتیهایی معروفتر میشن.






