ابله محله

گاه‌نوشت‌های پسرکی دیوانه

تو را دوست می‌دارم

تو را دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم
تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم
برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گل‌ها
برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان
تو را برای خاطر دوست‌داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس
اندک می‌بینم.

بی تو جز گستره بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فراگیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.

تو را دوست می‌دارم برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست
تو را برای خاطر سلامت
به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می‌دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
تو می‌پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیستی
تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود
بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.

پل الوار
مترجم: احمد شاملو

متن انگلیسی

تا کنون 3 نظر داده شده »

  شبستان wrote @

این همون شعری نیست که تو اون سریاله میخوندن؟ من یکم از اولاش رو دیدم و قسمت آخرش.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابله محله:
شعره که همونه
سریال جالبی بود اتفاقا الانم تو بخش لاتین بی‌بی‌سی یه تحلیل درباره‌اش خوندم:
Iran Holocaust drama is a big hit

  شکوفه wrote @

البته تو سریال میگفتند :
تو را به جای همه ی کسانی که نشناخته ام دوست دارم

جریان رو فراجنسی کرده بودند-

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ابله محله:
:)

  parissa wrote @

از این شعر خیلی خوشم اومده بود ولی شاعرش رو نمی دونستم . ممنون.


نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>